از اين رو، در آغاز كتب اخلاق از قبيل تهذيب الاخلاق، اخلاق ناصري، جامع السعادات و معراج السعادة موضوع معرفت نفس يا تجرّد نفس و قواي نفسانى مطرح گرديده است.البته بحث گسترده در مورد اثبات نفس و تجرد آن در حكمت نظري يا فلسفه صورت مى گيرد، و در علم اخلاق به عنوان مبادي و اصول مورد پذيرش واقع مى شود.به طوركلى محور تعليم و تربيت، روح و روان آدميان است؛ چنان كه جسم و ساز وكار آن در حيطه ي كار پزشكان است. هر چند بحث مبسوط درباره ي انسان در اين مختصرنمى گنجد، ولى لازم است خطوط كلى انسان شناسى در ارتباط با تعليم و تربيت را به اختصار و فهرست وار يادآور شويم. اين خطوط كلى عبارتند از:1-انسان، مركب است از روح و بدن و سر و علن.2-اصالت از آن روح آدمى است و روح، مجرد و مرتبط با عالم قدس است.3-ميان جسم و روح آدمى، روابط مستحكمى وجود دارد.4-روح داراى قواي اصلى ادراكى، تمايلى، آزادي، توانايى و تحريكى است.5-انسان در همه ابعاد، در آغاز «استعداد» و «قوه» است و قابليت رشد و فعليت دارد.6-موضوع تعليم و تربيت، روح انسان است از آن نظر كه داراى استعداد و قوه است و بايد به فعليت مطلوب برسد و بدن هم نقش «إعدادي» دارد.7-جهان بينى ها و انسان شناسى ها، در ايدئولوژي، اخلاق و تعليم و تربيت، تأثير مهم و منطقى و نقش تامّى دارند.8ـ در جهان بينى و انسان شناسى اسلام، كمال اصلى انسان «تقرب به حق» است ونيز ميان دنيا و
برچسب:
نویسنده: غزل میرزایی
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1396 ساعت: 2:37